تبليغاتX
وب‌نويس

بار اين فوتبال كج است كه اگر نبود اين همه سال در حسرت قهرماني و موفقيت به سر نمي‌برديم و بازهم اين بار كج به منزل نرسيد.

با صحبت‌هاي شيريني كه از زبان افشين قطبي مي‌شنيديم، دلمان را خوش كرده بوديم كه اين بار بعد از 35سال مي توانيم آقايي در فوتبال آسيا را به فوتبال ايران باز گردانيم و بار ديگر سري از سرها در آوريم و به خود و فوتبالمان بباليم.

حسرتي 39 ساله

مقابل كره‌جنوبي بدون اينكه از دل شير و جسوري از سوي بازيكنان تيم ملي خبري باشد باختيم تا هم بسوزيم بابت 9 امتيازي كه كسب كرديم و هم حسرتمان 39 ساله شود.

آنهايي كه فقط منتظر كوچكترين روزنه براي مطرح كردن غرايض شخصي و مغرضانه هستند طبيعي بود كه بعد از اين ناكامي، تبر به دست گيرند و اولين ضربه هاي خود را به سمت افشين قطبي فرود آورند. طبيعي هم است. وقتي تيمي ناكام مي شود اولين شخصي كه مورد اتهام است سرمربي است، اما اين يك عادت بد و تمام نشدني در اين فوتبال آب و خاك شده است. انتقادهايي بدون ملاحظات كارشناسي و اكثريت آن بر اساس حسادت و عقده هاي فروخورده.

مسلم است كه نمي توان از اشكالات ريز و درشت فني تيم ايران در جام ملت هاي آسيا چشم فرو بست، اما نمي‌توان انگشت اتهام را هم فقط به سوي يك نفر نشانه رفت.

فوتبالي بدون مديريت و سازماندهي

سابقه فوتبالي ايران در 35 سال گذشته نشان مي‌دهد بيشتر از آنكه از مسائل فني و دانش مربيان انتخاب شده رنج ببريم اين سيكل معيوب مديريتي است كه باعث شده اين فوتبال عقب بماند و براي بازگشتن به جايگاه خود اين همه مدت در حسرت باشد.

وقتي باري كج است به مقصد نمي رسد. اين واقع‌بين‌ترين جمله‌اي است كه مي توان درباره مديريت فوتبال ايران گفت.

تيم ملي ايران چه در دوره مديريت مديران فوتبالي، چه در دوره مديريت مديران كار بلد و چه در دوره مديريت فعلي كه نه نشاني از سابقه فوتبالي دارد و نه نشان از مديريتي قاطع، با وجود حضور مهره هايي با كارآيي مطلوب در تيم ملي نتوانسته به مقام در خور توجهي دست پيدا كند. كاملا واضح و روشن است كه فوتبال ايران از ضعف شديد سيستماتيك رنج مي برد و براي هميشه اين سوال در ذهن ما ماندگار خواهد ماند كه تاريخ قرار است در مورد شكست ايران مقابل كره‌جنوبي چه چيزي را قضاوت كند؟

 

تگ‌ها: تيم ملي فوتبال ايران، افشين قطبي، جام ملت هاي آسيا،

چانك‌ها: كره‌جنوبي-مديريت مديران فوتبالي- سيستماتيك-افشين قطبي

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم بهمن 1389ساعت 18:34  توسط سيد مهدي لنكراني  | 

گروگان‌گيري صبح امروز در سفارت موردونيا با آزادي سفير و دبير اول سفارت و دستگيري گروگان‌گيران توسط پليس منچوقستان، بدون هيچ حادثه‌اي به پايان رسيد.

به گزارش خبرگزاري ام.ان.اس، سه مرد و يك زن كه دانشجويان عضو گروه سياسي شاخه مسلح نيروهاي «بي.پي.آر.اف» منطقه آسكام بودند، صبح امروز با پوشيدن لباس تعميركاران و به بهانه تعمير لوله‌ها، به سفارت موردونيا وارد شدند و با تهديد اسلحه خانم «آنا رفيق» و«ديويد خان» سفير و دبير اول  سفارت را به گروگان گرفتند. گروهي نيز موسوم به «جبهه خلق بودايي‌هاي آسي» با انتشار بيانيه‌اي مسئوليت اين ‌‌گروگان‌گيري را برعهده گرفت.

نيروهاي امنيتي پليس سريعا با استقرار واحد‌هاي ضدتروريستي، كاميون‌ها و جيپ‌هاي جنگي، سفارت و خيابان‌هاي منتهي به آن را محاصره كردند و با به‌ دست گرفتن كنترل منطقه، با گروگان‌گيران وارد مذاكره شدند و پس از 7 ساعت آنها را وادار كردند كه بدون هيچ مقاومتي تسليم شوند.

سربازرس «ايوان موختين» مسئول اين عمليات، در يك نشست خبري با تاييد سلامتي خانم سفير و معاونش گفت: «گروگان‌گيري بدون هيچ حادثه‌اي و با نتيجه‌اي رضايت بخش به پايان رسيد.» اين درحالي است كه پيش از اين يك راديوي محلي از كشته شدن يك تن در اين حادثه خبر داده بود.

وي با بيان اين كه براي تسليم گروگان‌گيران، مقامات با آنها به هيچ نوع توافق سياسي نرسيده بودند گفت: «همچنين معلوم شده سلاح‌ها بدلي بوده و فقط مشقي شليك مي‌كرده است و گروگان‌گيران براي ترساندن اعضاي سفارت از آنها استفاده كرده‌اند.»

انگيزه گروگان‌گيران سياسي بود و قضيه به دادگاهي مربوط مي‌شود كه امروز در موردونيا برگزارشد. 10 مرد و 2 زن به اتهام قتل، آتش‌زدن عمدي، دزدي و سرقت مسلحانه در ايالت آسكام محاكمه شدند. متهمان ادعا داشتند كه درگير نوعي جنگ داخلي براي دستيابي به استقلال منطقه آسكام بودند و بايد آنها را زنداني سياسي به حساب آورد، نه دزد و راهزن. ازهمين‌رو گروگان‌گيران تقاضا كرده بودند به متهمان اجازه داده شود در اين دادگاه علني، بيانيه‌اي سياسي قرائت كنند. آنها با تعيين ضرب‌الاجلي گفته بودند اگر دولت موردونيا تا ساعت 10صبح فردا به زمان منچوقستان خواسته آنها را نپذيرند، سفير و معاون او را خواهند كشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 19:7  توسط سيد مهدي لنكراني  | 

تظاهرات زنان هندي عليه آزمايش‌هاي غيرقانوني تعيين جنسيت جنين و سقط‌جنين با دخالت پليس به خشونت كشيده شد.

گروهي از زنان عضو ستاد مبارزه با تعيين جنسيت دهكده نگالي - در شرق ميراجِ هند- عليه آزمايش‌هاي غيرقانوني تعيين جنسيت جنين و سقط‌جنين در جلوي درمانگاه «گانش» تظاهرات كرده بودند و با حمل پلاكاردهايي با مضامين «از تشخيص غيرقانوني جنسيت جنين خودداري كنيد» و «بگذاريد دخترهامان زنده بمانند» عليه فعاليت‌هاي غير قانوني رئيس درمانگاه متعرض بودند كه اين تظاهرات با ورود پليس به خشونت كشيده شد. تظاهرکننده‌ها مي‌گويند کتک ‏خورده‌اند، اما پليس رد مي‌کند.

اسميتا گوپتا، هماهنگ كننده ستاد مبارزه عليه تعيين جنسيت جنين در اين خصوص گفت: «ما 12 نفر بوديم كه داشتيم تظاهرات مي‌كرديم و بيرون از درمانگاه جمع شده بوديم. پليس ما را با باتوم كتك زد و كشان كشان از محل دور كرد. سه نفرمان را به شدت كتك زدند. آنها به شدت زخمي شدند و فكر مي‌كنم دست يكي‌شان شكست.»

اما راجندرا كومار، معاون بازرس پليس با رد اين موضوع گفت: «ما شكايتي دريافت كرديم كه بيرون درمانگاه گروهي از زنان خيابان را بسته‌اند. ماموران پليس از آنها خواستند تا آنجا را ترك كنند، اما آنها شروع به فحش دادن و پرخاشگري كردند و پليس مجبور شد آنها را دور كند. پليس با خشونت برخورد نكرد و من نشنيدم كسي مجروح شده باشد.»

دكتر «راهول شارما»، رئيس درمانگاه «گانش» ضمن تاييد تماس با پليس در خصوص اعتراض به فعاليت‌هايش مي‌گويد: من دستگاه سونوگرافي دارم، اما اين دستگاه فقط كمك مي‌كند تا سلامت جنين را مشخص بكنم. سقط‌جنين هم انجام مي‌دهم، اما فقط درصورتي كه دلايل پزشكي داشته باشد. تمام بيماران من بعد از عمل حالشان خوب است و اين خيلي احمقانه است كه مي‌گويند برخي از بيماران من بعد از عمل مرده‌اند.

لازم به ذكر است، قانون به‌كارگيري شيوه‌هاي تعيين جنسيت جنين قبل از تولد مصوب 1994 اجازه مي‌دهد ظرف 12هفته اول بارداري سقط‌جنين به هر دليلي و ظرف 20 هفته اول بارداري بنا به دلايل پزشكي انجام شود. ژورنال پزشكي لانسِت در گزارشي اعلام كرد ظرف 20 سال گذشته حدود 10 ميليون جنين مونث در هند سقط شده‌اند.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 20:59  توسط سيد مهدي لنكراني  |